باز هم در مرحله ای هستم که یک شعر خوب می تواند تیز شود ، به زیر پوستم نفوذ کند ، خون را پس بزند و مستقیم به استخوان ضربه بزند . در این مرحله ، که شعر های خوب درد می کنند ، باید پنهان شوم و تا خوب شدن ، هیچوقت نزدیک چیزی نشوم .

برچسب:
نویسنده: آرین حسینیان
می خواهم طرح گریز را ارائه دهم . زیرا باز هم قرار است اجرایش کنم . هر چند سال یک بار ، من به غول می رسم . نمی دانم غول مرحله آخر است یا نه ! ولی غولی ست که هیچ وقت نمی توانم شکستش دهم . قبل از رسیدن
برچسب:
نویسنده: آرین حسینیان
برچسب:
نویسنده: آرین حسینیان
برچسب:
نویسنده: آرین حسینیان
برچسب:
نویسنده: آرین حسینیان
برچسب:
نویسنده: آرین حسینیان
در این عصر از زندگی ام ، سنگینی دست های زیادی را روی خودم احساس می کنم . دستی روی لب هایم ، دو دست روی شانه هایم ، دستی به گودی کمرم ، دو دست قفل شده روی سینه ام ، دستی حلقه شده به روی گردنم و چهار
برچسب:
نویسنده: آرین حسینیان
برچسب:
نویسنده: آرین حسینیان
بله ، می خواهیم از آن درک های ظاهری شویم . می خواهیم در مکالمه هایمان حتما ''منم همینطور'' را بشنویم . می خواهیم از تایید مخاطبمان تغذیه شویم . بله ، می خواهیم وارد کشتارگاه خودمان شویم . قطعا احساس
برچسب:
نویسنده: آرین حسینیان
برچسب:
نویسنده: آرین حسینیان